بریم غواصی ؟!
من دقت کردم توی این عملیات های آخری غواص ها بیشتر رفتن واسه خط شکنی؛
فکر میکردم زرهی خوبه اما غواصی یه چیز دیگه س . . .
"با چه عشقی هم تعریف میکرد"
فکرش رو بکن ، تو آب باشی ... تیر میخوره بهت ... میری زیر آب ... یا حسین میگی میآی بالا...
نه اتکایی ، نه پشت و پناهی ؛
فقط خدا میمونه و خدا . . .
+نبودمان را به حساب بی معرفتی نذارید ، سخت گرفتاریم . . .
خبری در راه است .............
ساعت حدود ۵ عصر ، در راه تهران :
+ دوستی که مدتهاست در انتظار مادر شدن نشسته و توی این ماه به ناامیدی مطلق رسیده بود بهم زنگ میزنه و با صدایی که شادی ازش موج میزنه میگه :
" زنگ زدم بهت بگم داری خاله میشی "
- از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجم اما ...
...
ساعت ۵:۳۰ :
+(مامانم بهم خبر داد)دوستی که در آستانهء مادر شدن منتظر بود که ۲ ماه دیگه فرزندش رو در آغوش بگیره در یک سانحهء رانندگی ، راهی بیمارستان میشه ؛
دکترها بخاطر وخامت حالش بیهوشش میکنن تا نوزادش رو به دنیا بیارن ؛
" نوزاد سالم موند اما مادرش هرگز به هوش نیامد "
...
موندم تو حکمت کار خدا ؛
رفتم تو فکر اون بچه که فقط ۷ ماه اون هم زمانی که جنین بوده از وجود مادرش بهره برده ...
یادمون باشه :
ما نعمت استفاده از کلماتی رو داریم که خیلیا ازش محرومند ؛
مثل : مادر
باز هم اردیبهشت به نیمه رسید و موعد نمایشگاه کتاب و عزم جزم شده ی هر ساله ی ما که در هر نقطه از کشور بودیم خودمون رو رسوندیم به این فستیوال فرهنگی ؛
از بحث فرهنگی بودن مسئله و خرید کتاب های مختلف و قیمتاشون که بگذریم میرسیم به حواشی !!!
شامل (اون چادرهای خورد و خوراک و نوشیدنی جات،دیدن بعضی از نویسنده ها و گیر انداختنشون! قرارهای از پیش گذاشته شده با دوستان دور و نزدیک،حقیقی و مجازی؛ و قبول کردن دعوت اونایی که به شدت اصرار دارن برای شام یا نهار و . . . )
پ ن 1 :ممنونم از همه کسایی که به طُرُق مختلف و از راه های دور و نزدیک جویای حالم بودن ![]()
پ ن 2 :ان شاالله دوشنبه شب میرسیم و طبیعتاً شروع برنامه ها از سه شنبه صبحه و اولویت با اوناییه که زودتر اعلام کنن(در صورت زیاد بودن درخواست ها قرعه کشی میشه) ![]()